قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ﴿١﴾ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ﴿٢﴾ وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ﴿٣﴾ وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّکَاةِ فَاعِلُونَ ﴿۴﴾ وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ ﴿۵﴾ إِلَّا عَلَىٰ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ ﴿۶﴾ فَمَنِ ابْتَغَىٰ وَرَاءَ ذَٰلِکَ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْعَادُونَ ﴿٧﴾ وَالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ ﴿٨﴾ وَالَّذِینَ هُمْ عَلَىٰ صَلَوَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ ﴿٩﴾ أُولَٰئِکَ هُمُ الْوَارِثُونَ ﴿١٠﴾ الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿١١﴾

به نام خدا که رحمتش بى ‏اندازه است‏ و مهربانى‏ اش همیشگى.

بى ‏تردید مؤمنان [بر موانع راه سعادت] پیروز شدند .«1» آنان که در نمازشان [با حضور قلب] و فروتن‏اند .«2» و آنان که از [هر گفتار و کردارِ] بیهوده روى‏ گردانند ،«3» و آنان که پرداخت کننده زکات‏ اند ،«4» و آنان که نگه دارنده دامنشان [از شهوت‏هاى حرام] اند ، «5» مگر در [کام جویى از] همسران یا کنیزانشان ، که [در این زمینه] مورد سرزنش نیستند .«6» پس کسانى [که در بهره‏گیرى جنسى ، راهى] غیر از این جویند ، تجاوزکار [از حدود حق] هستند .«7» و آنان که امانت‏ها و پیمان‏هاى خود را رعایت مى‏ کنند ،«8» و آنان که همواره بر [اوقات و شرایط ظاهرى و معنوى] نمازهایشان محافظت دارند .«9» اینانند که وارثان‏اند ،«10» وارثانى که [از روى شایستگى] بهشت فردوس را به میراث مى ‏برند [و] در آن جاودانه‏اند .«11»

 

ای دگرگون کننده قلوب وای متحول کننده حالت ها ، ای خداوند رزاق و مهربان در باور ما بنشان که فقط تو روزی رسانی.

امیدواریم که خداوند رحمان با نور معرفتی که بر در دلهامون می تاباند توجه ما را به اصل و واقعیت  جلب نماید و توفیقمان عطا نماید تا آن باشیم که او می خواهد ، نه آن باشیم که خود می خواهیم ، کسی که خداوند سبحان را دوست داشته باشد ، زبانش شاکر است و دلش ذاکر است و جسمش صبور.


خانه تکانی

زمستان سر آمد ، از فرود سرما . یخبندان خبری نیست ، سردی نماند و برفی فرو نخواهد ریخت ، مانده های برفها هم در حال ذوب شدنند ، دشت بفرش سبزه مزین شد و شاخساران به برگ و گل ، پیله شکسته شود آخر و پروانه بال و پر زنان نزد گل آید و رقصد بسی !

فصل تازگی ها آغاز شود ، زمین شاداب و هوا مسرت بار ، شور و شعف و نشاط حاکم بر طبیعت و جایگزین خمودگی و سردیها شود تا آنجا که سایه مبارکش بر سر اسباب و وسائل منزل هم بیفتد . بازار خانه تکانی گرم و تنور خرید و تدارکات عید داغ داغ گردد و من یکسال پیر شدم ، پیر تر از پیش شدم ، کهنه و فرتوت شدم ، دشت وجودم خسته تر از پیش شده ، همچون ترکهای زمینهای بایر چین و چروک صورتم را پر کرده و سرو قامتم خمیده و پژمرده تر شده .

مهم تر از همه دلم را چه کنم ؟ که سیاه و همچون سنگ شده پس بر آن شدم خانه دل را گردگیری کنم ، رفت و روبی نمایم و خانه تکانی کنم . آنرا خراب خراب یافتم . ویرانه ای بیش نبود ، ظرفی غبار گرفته سر ریز از زشتیها ، حسادت ، کینه ، بدخواهی ، کفران ، تهمت ، غیبت ، سخن چینی ، افترا و بازی با آبروی دیگران ، آبروئی که سالها با خون دل تحصیل گردیده.

استهزاء و به سخره کشیدن دیگران ، تنفر از خویشتن سراسر وجوم را فرا گرفت ، همه وجودم فریاد گردید ، آیا حق داشتی دیگران را گنه کار و خویشتن را پاک بدانی ، آیا مگر حاکم دیگران بودی ک همقصرشان بدانی و محکومشان نمائی و خود را مبری و بالاتر ؟ مگر نه این است که فقط خداوند آگاه است چه کسی گنه کار و چه کسی پاک است ؟ پس من چه کاره بودم ؟ آئینه دلم دیگر پاک شدنی نیست و ظرفش ماهیت خود را از دست داده ، عصیان و طغیان مرا به ورطه هلاک کشانده است .

سالها خانه و سرپناهمان را تمیز کردیم ، آذین بستیم ، تحولاتی در آن ایجاد نمودیم ،  و نوروز را عید گرفتیم اما از خانه دل غافل گشتیم ، دل فریاد میزند مرا طاهر کن ، همانگونه که آلوده ام نموده ای پاکم کن ، زنگار از من بردار ، نهیبش زدم چگونه ؟ ندایم کرد برخیز ، برخیز دلی را که شکسته ای آباد کن ! مالی را که به حرام خورده ای جبران کن !

آنرا که سرزنش نموده ای دلجوئی کن ! آبروئی را که ریختی تامین کن ! دروغی را که گفتی استغفار کن ! تهمتی را که زدی عذر خواهی کن ! نسبتی را که به نا حق دادی اصلاح کن !

بر خیز ، برخیز شاید عید دیگری بیاید و نباشی ! و شاید فردا هم دیر باشد ! برخیز شاید فرصتی نباشد و موفق به گردگیری و خانه تکانی دل نشوی!

برخیز ، برخیز شاید این آخرین فرصت از سوی خدواند مهربانت باشد تا مشمول رحمتش قرار گیری ، برخیز ، برخیز ، برخیز ....

 

 حاج حسن پورشبانان

 

در آخر هم از تمامی عزیزان درخواست این را داریم که در هنگام تحویل سال در آ ن راز و نیازی که با معبود یکتا دارند ما را از دعای خیر خوشان محروم نفرمایند.