به نام جان آفرین

 

 

 

ایکاش آفریدگار را درک و جاه و جلالش را در باور می نشانیم .

ایکاش فهم می کردیم که خداوند بی اندازه دوستمان می دارد .

ایکاش خود را می شناختیم و خویشتن را باور داشتیم .

ایکاش قدر مقام خود را می دانستیم و به حد منزلت خود پی می بردیم .

 .

.

.


ایکاش انسانها عطای خداوند بر خویش را می دانستند . 

ایکاش فرزندان آدم چون او  فقط یک حطا می کردند و این همه گناه نبود .

ایکاش پس از سالها شیطان دیگر خجالت می کشید .

ایکاش می گذاشتند هر کسی به زندگی خود بپردازد .

ایکاش از دیگران ایراد نمی گرفتیم .

ایکاش تجسس در زندگی دیگران نمی کردیم .

ایکاش خیانت و جنایت نبود و حتی این دو کلمه نابود می شد .

ایکاش غیبت دیگران نمی کردیم و بد دیگران نمی خواستیم .

ایکاش سری بی عشق و دلی بی دلدار نبود .

ایکاش پرده ها برای مدتی کوتاه کنار می رفت .

ایکاش امکان برگشت زمان میسر بود .

ایکاش می شد احوال برزخیان را نظاره کنیم .

ایکاش دلی نمی شکست و نفرینی در کار نبود .

ایکاش سینه درد مندی نبود و آه جانکاهی بر نمی آمد .

ایکاش همیشه دعا می شد و دعا ها اجابت می گشت .

ایکاش شادی چون خورشبد با دوام و انوارش در همه جا نفوذ می کرد .

ایکاش صدای خداوند را در آسمانها می شنیدیم .

ایکاش پرواز فوج ملائک را می دیدیم .

ایکاش همیشه خنده بود و هرگز غنچه اش پژمرده نمی شد .

ایکاش هرگز جدایی نبود و هجران ها به پایان می رسید .

ایکاش مردم قدر خورشید را هم می دانستند .

ایکاش غم ها یخ می زدند و غصه ها سر از لاک خود بیرون نمی آوردند .

 

 

و ایکاش کاشکی ها و ایکاش ها و حسرت ها نبود .

 

 

جمعی از خادمین حضرت انوش علیه السلام