الم ﴿١﴾ تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْحَکِیمِ ﴿٢﴾ هُدًى وَرَحْمَةً لِلْمُحْسِنِینَ ﴿٣﴾ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ ﴿۴﴾ أُولَٰئِکَ عَلَىٰ هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۵﴾

 

به نام خدا که رحمتش بی اندازه است‏ و مهربانى‏ اش همیشگى.

الم«1» این آیات [با عظمتِ] کتاب استوار است ،«2» که سراسر هدایت و رحمت براى نیکوکاران است.«3» آنان که نماز را برپا مى‏دارند و زکات مى‏دهند و به آخرت یقین دارند .«4» اینان از سوى پروردگارشان بر بلنداى هدایتند ، و اینانند [بر موانع راه سعادت] که پیروزند ،«5»

سوره مبارکه لقمان آیات 1 الی 5

 

 

لطفا به ادامه مطالب مراجعه نمائید.


حضرت آصف بن برخیا (علیه السلام) یکی از پیامبران بنی اسرائیل و معاصر حضرت داوود و حضرت سلیمان (علیه السلام) است. نام آن حضرت در زبان عبری «اَساف» و نام پدرش «بِرِکْیاه» بود.(1) نام او در کتاب عُزَیر نبی (علیه السلام) 1 بار و در کتاب نِحْمیای نبی (علیه السلام) آمده است.(2) در کتاب مقدس آمده است که آن هنگام که صندوق عهد خداوند به شهر داوود رسید، حضرت داوود پیغمبر (علیه السلام) سروده هایی در حمد خداوند به آساف داد تا به همراهی برادرانش به صورت جمعی بخوانند و او نیز چنین کرد.(3) در مبحث مراسم افتتاح معبد سلیمان نیز از شخصی به نام «آساف» که در اورشلیم (بیت المقدس) در حضور حضرت سلیمان نبی (علیه السلام) ایستاده است، سخن به میان آمده (4) و در قسمت دیگری آمده است که «و آساف به دست راستش می ایستاد، یعنی آساف (آصِف) پسر بِرِکْیاه (بَرخِیا) پسر شِمْعای پسر میکائیل پسر بَعَسْیاه پسر مَلْکِیاه پسر اِثنی پسر زِرَح پسر عِدایاه پسر اِیثان پسر زِماه پسر شِمعی پسر بَحَث پسر گِرشوم پسر لیوی (لاوی) [پسر یعقوب (علیه السلام) پسر اسحاق نبی پسر ابراهیم خلیل الله]».(5) نام آن حضرت در قرآن به صراحت نیامده اما در سوره مبارکه «نمل» از او با عبارت «کسی که دانشی از کتاب [آسمانی] داشت» یاد شده است.(6) در سوره ی نمل آمده است که روزی هدهد به سلیمان خبر داد که در سرزمین سبا زنی به نام بلقیس بر مردم حکومت می کند و تختی بزرگ دارد و مردم آن دیار، خورشید را پرستش می کنند. پس آن حضرت نامه ای به این مضمون برای ملکه ی سبا نوشت: «به نام خداوند بخشنده مهربان. بر من برتری مجویید و از فرمانم سرپیچی مکنید و مطیعانه پیش من آیید».(7) آن هنگام که ملکه ی سبا نامه ی سلیمان (علیه السلام) را خواند، هدایایی نزد آن حضرت فرستاد، اما حضرت سلیمان (علیه السلام) هدایا را بازگرداند. پس بلقیس به سمت فلسطین حرکت کرد. حضرت سلیمان (علیه السلام) برای نمایش اعجاز الهی از اطرافیان خود خواست تا تخت بلقیس را قبل از رسیدن او در قصر حاضر سازند. عِفریتی از اجنّه گفت که می تواند قبل از آن که سلیمان (علیه السلام) از جای خویش برخیزد، تخت را حاضر کند، اما حضرت آصف بن برخیا (علیه السلام) تخت بزرگ بلقیس را در کمتر از چشم بر هم زدنی از سرزمین سبا (یمن کنونی) به قصر سلیمان (علیه السلام) در بیت المقدس آورد و حضرت سلیمان (علیه السلام) فرمود: «این از فضل پروردگارم است».(8) فاصله ی این دو منطقه بیش از 2000 کیلومتر است.
در روایت های اسلامی آمده است: «مراد از کسی که نزد او دانشی از کتاب آسمانی بود، حضرت آصف بن برخیا (علیه السلام) است» (9) و حضرت سلیمان نبی (علیه السلام) آن علم را به اذن خدا به حضرت آصف (علیه السلام) آموخته بود و خود نیز از انجام چنان عملی عاجز نبود (10) بلکه می خواست با این روش بر دیگران مسلم سازد که پس از او، آصف بن برخیا (علیه السلام) حجت خداست.(11) حضرت آصف بن برخیا (علیه السلام) به عنوان وزیر و کاتب حضرت سلیمان (علیه السلام) در خدمت او بود (12) و حضرت سلیمان (علیه السلام) به فرمان خداوند او را وصی خود قرار داد (13) و آن هنگام که حضرت سلیمان (علیه السلام) ــ در حالی که بر فراز قصر خود بر عصایش تکیه زده بود ــ درگذشت (14)، حضرت آصف (علیه السلام) عهده دار امور بود تا آن که موریانه عصا را خورد و بر همگان معلوم شد که سلیمان (علیه السلام) از دنیا رفته است. شیخ صدوق و علامه مجلسی از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده اند که «هنگامی که وفات سلیمان (علیه السلام) نزدیک شد، آصف بن برخیا را به اذن خداوند، وصی خود قرار داد. پس پیروانش برای آموختن علوم دینی به نزد او می آمدند. سپس خداوند حضرت آصف را به مدت طولانی غایب فرمود و دوباره به میان قوم بنی اسرائیل بازگرداند و او نزد ایشان بود تا آن که با قوم خویش وداع کرد. پس از او پرسیدند: کجا تو را خواهیم دید؟ گفت: بر صراط و سپس از ایشان غایب شد... و سختی و بلا بر بنی اسرائیل شدت یافت و بُختُ النَّصر بر آن ها مسلط شد و بسیاری از ایشان را کشت».(15) درباره ی سرانجام زندگی حضرت آصف (علیه السلام) آگاهی چندانی در دست نیست و در کتب دینی اسلامی و متون یهود نیز اشاره ای به مدفن آن حضرت نشده است، اما جالب آن است که مزاری منسوب به آن حضرت در بخش زاوه واقع در 70 کیلومتری شرق تربت حیدریه واقع در خراسان رضوی قرار دارد. این مکان در مجاورت روستاهای «ساق» و «قلعه ی آقا حسن» در دامنه کوهی معروف به کوه چشمه واقع شده است.

 

چون مرگ آصف نزدیک شد به او وحی شد که فرزند ش را جانشین خود کند و آنچه ازنور و حکمت نزدش بود به او وا گذارد.

آرامگاه آصف بن برخیا در روستای پاسنگ بالا از دهستان قرولان شهر ستان گالیکش استان گلستان قرار دارد و برای مردم بومی با نام بابا تکیه شناخته می شود.

جهت کسب اطلاعات بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمائید.

http://wikifeqh.ir/%D8%A2%D8%B5%D9%81_%D8%A8%D9%86_%D8%A8%D8%B1%D8%AE%DB%8C%D8%A7

پی نوشت ها :

1ــ کتاب مقدس، کتاب اول تواریخ ایام، 39/6ــ43؛ 16/15.
2ــ همان، کتاب عزرا، 41/2؛ کتاب نحمیاه، 44/7؛ 22/11؛ 35/12، 46.
3ــ همان، 7/16، 37.
4ــ همان، کتاب دوم تواریخ ایام، 12/5.
5ــ همان، کتاب اول تواریخ ایام، 39/6ــ43.
6ــ نمل/40.
7ــ همان/30ــ31
8ــ همان/40.
9ــ مجلسی، بحارالانوار، 127/14 ــ 363؛ 148/17، 58/23؛ 334/36؛ 56/38؛ 165/50؛ 387/10؛ 123/14.
10ــ مجلسی، بحارالانوار، 387/10؛ 309/13.
11ــ مجلسی، حیوه القلوب، 366/1.
12ــ مجلسی، بحارالانوار، 100/14، 114؛ 175/95.
13ــ همان، 69/14، 363؛ 148/17؛ 58/23؛ 334/36؛ 56/38؛ 165/50.
14ــ همان، 79/63.
15ــ همان، 448/13؛ 69/14، 363.